مير تقي الدين كاشاني
501
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
گر ز سودايش بدين صورت جفا خواهم كشيد * رخت هستى را به بازار فنا خواهم كشيد از جفاى غير ازين كو چند روزى مىروم * مىروم با آنكه مىدانم جفا خواهم كشيد * * * فغان كه رنجش جانان به آن مقام رسيد * كه هر « 1 » كه كرد گناه ، از من انتقام كشيد * * * بىرخت در كنج محنت اى رخ عالمفروز * شمعسان مىگريم و مىسوزم از شب تا به روز * * * مىكنى پهلو ز ما خالى و مىترسم كه زود * قرعهء اخلاص ما گردد به پهلوى دگر * * * من از گناه تو گيرم كه بگذرم در حشر * تو خود نظر كن و بنگر خدا نمىگذرد * * * مرا زود از نظر افكندى اى گل اين چه خوارى بود * به يارى كز تو ما را بيش ازين اميدوارى بود به اندك رنجشى رفتى حياتى از سر كويش * به اينها پا كشيدن غايت بىاعتبارى بود * * * من به جور او خوشم امّا نه چندانى كه يار « 2 » * باعث لطف رقيبان سازد آزار مرا مىنمايم شاد خود را گرچه مىميرم ز جور * تا نيايد رحم در خاطر جفاكار مرا * * *
--> ( 1 ) . اصل : - هر . ( 2 ) . اصل : باز .